فقط بچه شهرستانی ها


به جرم اینکه دلم اه است و اهن نیست 

کسی جزء تو در این روزگار با من نیست 

خوش امدی ........ 

بشین افتاب دم کردم 

که چای، دغدغه عاشقانه من نیست





تاريخ : ۱۳٩٠/۱۱/۳٠ | ۱٢:۱٤ ‎ب.ظ | نویسنده : z&f.star | نظرات ()
  • توی دهنم میگذارم و دندانهایم را رویش فرو میدهم.... مقاومت میکند اما خیلی زودتر از چیزی که فکرش را هم بکند میشکند ،له میشود ...... و تمام دهانم پر میشود از ترشی خونش .
  • این منم ؛همان گوجه سبز ترش که روزگار دندانهایش را روی سرم فرو می آورد و من آخ نمیگویم و از درون له میشوم .بی آنکه کسی از ترشی آه ام لذت ببرد و من با طعم گس دلتنگی هایم بر زمین می افتم ،انگار او تشنه است ،تشنه ی ذره ذره بدن من .... من خودم را رها می کنم ، خودم را میسپارم به دستان خاک و آفتاب .....شاید این درخت بالای سرم روزی از خون من به بار نشیند. سکوت میکنم باز هم ....




تاريخ : ۱۳٩٠/۱۱/٢٩ | ٥:۳۳ ‎ب.ظ | نویسنده : z&f.star | نظرات ()

تنها

کسی ست که عاشق نیست 

تنها

کسی ست که با یک نگاه سبز راه به دریا نمیبرد

تنها

کسی ست که شبها یک دم کنار پنجره انتظار ننشسته است 

تنها

کسی ست که گوش دلش را بر نغمه های ابی باران نیمه شب بسته است 

اما من ........ 

هرگز تنها نبوده ام .......





تاريخ : ۱۳٩٠/۱۱/٢٩ | ۱٢:٠٩ ‎ب.ظ | نویسنده : z&f.star | نظرات ()
.: Weblog Themes By BlackSkin :.