فقط بچه شهرستانی ها


بی وفا باشی وفایت می کنند

با وفا باشی جفایت می کنند

مهربانی گرچه آئینی خوش است

مهربان باشی رهایت می کنند





تاريخ : ۱۳٩۱/۸/٢٧ | ٦:٥۸ ‎ب.ظ | نویسنده : z&f.star | نظرات ()

باز در خاطره‌ها، یاد تو ای رهرو عشق
شعلة سرکش آزادگی افروخته است
یک جهان ، بر تو و بر همت و مردانگی‌ات
از سر شوق و طلب ، دیدة جان دوخته است
فرا رسیدن ماه محرم تسلیت باد . . .

 





تاريخ : ۱۳٩۱/۸/٢٦ | ۱٢:٠٩ ‎ق.ظ | نویسنده : z&f.star | نظرات ()

سر به هوا نیستم

اما

همیشه چشم به آسمان دارم

حال عجیبیست

دیدن همان آسمانی که

شاید تو

دقایقی پیش

به آن می نگریستی

.





تاريخ : ۱۳٩۱/۸/٢٤ | ٤:۳٠ ‎ب.ظ | نویسنده : z&f.star | نظرات ()
دَر چــــــای عشـــــق حَــــل شــــــد
معتـــــاد تــــــو شــــدَم …
حـــــالاکـــه گـــــاه و بی گــــــاه
خشخـــــاش می چینَــــد دلَــــم
دیگَــــر تَــــزریــق خیــــالَتــــ هَــم تسکیــــن نمی دَهَــــد
درد نبــــودنَتــــــ را آخَـــــر مَــــرا می کشَــــد
این خمــــاری “تــو”





ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩۱/۸/٢٠ | ٧:٥٢ ‎ب.ظ | نویسنده : z&f.star | نظرات ()

معمای تاس

پرسش 1

با استفاده از کدام‌یک از این شکل ها می‌توانید خانه ای شبیه به آنچه در وسط می‌بینید را بسازید؟ (فقط از محل خط چین‌ها می‌توانید آنها را تا بزنید)

معمای تاس, معمای ریاضی, معمای ریاضی با جواب

پرسش 2

اگر دو تاس را همزمان با هم پرتاب کنید احتمال این‌که مجموع اعداد ظاهر شده عددی فرد باشد چقدر است؟

معمای تاس, معمای ریاضی, معمای ریاضی با جواب

پرسش 3

 

با استفاده از 3 خط مستقیم که از محیط دایره ترسیم می شود این تصویر را به چند قسمت مجزا تقسیم کنید به گونه ای که مجموع اعدادی که در هر قسمت قرار می گیرد با هم برابر باشد.

معمای تاس, معمای ریاضی, معمای ریاضی با جواب

 برین تو ادامه مطلب ببینین چقدر درست گفتین و اگه دوست داشتین به ما هم بگین البته بازدید کننده های ما همه باهوشن و در اون شکی نیست





ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩۱/۸/٢٠ | ٧:۳۳ ‎ب.ظ | نویسنده : z&f.star | نظرات ()

هر کاریکاتور نمونه ای از مشکلات و ناهنجاری های اجتماعی در سراسر جهان را به طور هنر مندانه به تصویر کشیده است...

 

کاریکاتور,کاریکاتور مفهومی,کاریکاتور جالب

ادامه ی تصاویر در ادامه مطلبــــــــــــــــ





ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩۱/۸/٢٠ | ٧:٢۸ ‎ب.ظ | نویسنده : z&f.star | نظرات ()

برگرد

 

ایسـتاده
در حـضور ِ خاطراتـی مبـهم  وُ دور
حوض ِدیــدار را
پر آب می کـــنم
در وسوسه ی چشم ِ باز ِ بیــداری هـا
هجوم ِ اندوه را
خـــواب می کنــــم
محض دلتنــــــگی ِ این دل و شمعــدانی ها
برگــرد
اینــروزها به ســختی
مــرگ را
جــواب می کنــــم


.

.

نیلوفر ثانی





تاريخ : ۱۳٩۱/۸/٢٠ | ٧:٢۳ ‎ب.ظ | نویسنده : z&f.star | نظرات ()

اینم مدلای دستبند هایی که بافتم البته توی ادامه مطلبه ها

واینم آخرین کارم

نظر فراموش نشه!





ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩۱/۸/۱٧ | ۱٢:۳٥ ‎ب.ظ | نویسنده : z&f.star | نظرات ()


قرآن به جز از وصف علی آیه ندارد

ایمان به جز از حب علی پایه ندارد

گفتم بروم سایه لطفش بنشینم

گفتا که علی نور بود سایه ندارد

عید غدیر مبارک

سلام

اول از همه به دوست خوبم عیدشو تبریک میگم

ماچماچماچدوست جونم عیدت مبارکماچماچماچ





تاريخ : ۱۳٩۱/۸/۱٢ | ٦:٤٦ ‎ب.ظ | نویسنده : z&f.star | نظرات ()

بگذار در این همهمه آرام بمانم

با گوشۀ چشم تو در این دام بمانم

 
ذرات غباری شده ام تا بتوانم

در ردّ به جا ماندۀ هر گام بمانم

 
هر چند که در رفتن از این خانه مصرّم

تقدیر من این است سرانجام بمانم

 
ای کاش که خورشید نتابد، دو  سه روزی

در سایۀ بی حوصلگی خام بمانم


هر چند نهان ماندن اندوه محال است

کاری بکن ای عشق که گمنام بمانم ...!





تاريخ : ۱۳٩۱/۸/٩ | ۱٠:٥٤ ‎ب.ظ | نویسنده : z&f.star | نظرات ()

روز جمعه بود میخواستم قشنگ بخوابم، یعنی خیلی بخوابم......

اما ساعت 9 که شد دیدم یه صدایی میاد......

مگه یارو ول کن بود هی واسه خودش زیره پنجره ی ما میخوند.....

این طرف اون طرف کردم ، آواز سر داده بود اونم با چه صدایی....

آخرش پاشدم دیدم این آقاهه هی میخونه با اون صداش!!!!!!!

همینجور واسه خودش بع یع میکرد......

خیلیم بو میداد.... بویه مطبوع که با بوی خاک آمیخته شده بوووودنیشخندنیشخند

بلاخره بلند شدیم بهش کاهو دادیم و یه چند تا عکس با ژستایه مختلف ازش گرفتیم

آخه بیچاره یه ساعت دیگه بیشتر زنده نبود .....

هیچی یه دو سه بار واسمون بع بع کردو بعدشم بردن کشتنش و تیکه پارش کردن....

به قوله یه نفر  چه گوسفنده با لیاقت که واسه قربونی کشته میشهنیشخند

اینم از خاطرات روز جمعه مون گوسفنه بعده کشتن اینجوری شد...





تاريخ : ۱۳٩۱/۸/٦ | ۱٠:٥٧ ‎ق.ظ | نویسنده : z&f.star | نظرات ()


نام شعر : به باغ هم‌سفران

صدا کن مرا

صدا کن مرا.
صدای تو خوب است.
صدای تو سبزینه آن گیاه عجیبی است
که در انتهای صمیمیت حزن می‌روید.


در ابعاد این عصر خاموش
من از طعم تصنیف در متن ادراک یک کوچه تنهاترم.
بیا تا برایت بگویم چه اندازه تنهایی من بزرگ است.
و تنهایی من شبیخون حجم تو را پیش‌بینی نمی‌کرد.
و خاصیت عشق این است.


کسی نیست،
بیا زندگی را بدزدیم، آن وقت
میان دو دیدار قسمت کنیم.
بیا با هم از حالت سنگ چیزی بفهمیم.
بیا زودتر چیزها را ببینیم.
ببین، عقربک‌های فواره در صفحه ساعت حوض
زمان را به گردی بدل می‌کنند.
بیا آب شو مثل یک واژه در سطر خاموشی‌ام.
بیا ذوب کن در کف دست من جرم نورانی عشق را.


مرا گرم کن
(و یک‌بار هم در بیابان کاشان هوا ابر شد
و باران تندی گرفت
و سردم شد، آن وقت در پشت یک سنگ،
اجاق شقایق مرا گرم کرد.)

در این کوچه‌هایی که تاریک هستند
من از حاصل ضرب تردید و کبریت می‌ترسم.

من از سطح سیمانی قرن می‌ترسم.
بیا تا نترسم من از شهرهایی که خاک سیاشان چراگاه جرثقیل است.
مرا باز کن مثل یک در به روی هبوط گلابی در این عصر معراج پولاد.
مرا خواب کن زیر یک شاخه دور از شب اصطکاک فلزات.
اگر کاشف معدن صبح آمد، صدا کن مرا.
و من، در طلوع گل یاسی از پشت انگشت‌های تو، بیدار خواهم شد.
و آن وقت
حکایت کن از بمب‌هایی که من خواب بودم، و افتاد.
حکایت کن از گونه‌هایی که من خواب بودم، و تر شد.

بگو چند مرغابی از روی دریا پریدند.
در آن گیروداری که چرخ زره‌پوش از روی رویای کودک گذر داشت
قناری نخ زرد آواز خود را به پای چه احساس آسایشی بست.
بگو در بنادر چه اجناس معصومی از راه وارد شد.
چه علمی به موسیقی مثبت بوی باروت پی برد.
چه ادراکی از طعم مجهول نان در مذاق رسالت تراوید.

و آن وقت من، مثل ایمانی از تابش "استوا" گرم،
تو را در سرآغاز یک باغ خواهم نشانید.

تو را در سرآغاز یک باغ خواهم نشانید

شاعر:سهراب سپهری





تاريخ : ۱۳٩۱/۸/٤ | ۸:٥٩ ‎ب.ظ | نویسنده : z&f.star | نظرات ()

این مدلایی هست که خودم بافتم برای مشاهده ی بهتر به ادامه مطلب برین

3 آبان به مدل دستبندا اضافه شدتشویق

الگوهایی که میخواینو بگین تا براتون بزارم





ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩۱/۸/۳ | ۱٢:٠٠ ‎ق.ظ | نویسنده : z&f.star | نظرات ()
.: Weblog Themes By BlackSkin :.