پدربزرگم رفت - فقط بچه شهرستانی ها


پدربزرگم دیروز مارو تنها گذاشت و رفت همه میگن راحت شد اما واسه من

یکی که خیلی دردناکه

 

صداش توی گوشمه که همیشه برامون آواز میخوند میدونم الان هست مارو

 

میبینه الهی قربونت بشم


میبینه بچه هاش حالا ک رفته دورهم جمع شدنافسوس

الان که دارم اینارو مینویسم خیلی دلم براش تنگ شده تصویرقبل از رفتنش

هنوز جلوی چشمامه صدای زجه های مامانم که نمیزاشت ببرنش توگوشمه


همه میگن خدابیامرزتش اما من میدونم که اون آمرزیدست چون خیلی مهربون

بود خیلی خوب بود آزارش به هیچکس نرسید به همه کمک میکرد از همسایه

مریضش پرستاری میکرد با اینکه خودش مریض بود 2 سال درد میکشید و به

هیچکس نگفت سرطان داره اون یه فرشته بود که حالا رفته


21سال مادربزرگم عشقش توی اون دنیا انتظارشو کشید و حالا باز به هم

رسیدن حالا هردوشون خوشحالن اما من ناراحتم که رفتدل شکسته

 
خدایا بهم صبر بده خدا رحمتش کنه امیدوارم توی بهترین جای بهشت بره چون لیاقتشو داشت و داره

موقع خاکسپاریش...................................................وای خداگریهگریهگریهگریهگریهگریهگریهگریهگریهگریهگریهگریهگریهگریهگریهگریهگریهگریهگریهگریهگریهگریهگریهگریهگریهگریه

توروخدابراش دعا کنین همتون

من خیلی دوسش داشتمافسوس

توی اون ساعتای آخر به دوردورا نگاه میکرد چشماش پراز اشک بود.............

 

همیشه عادت داشت روی پیشونیامونو بوس میکرد منم این کاروکردم....دستش

سرد بودگریهوقتی رفت چشماشو می بستیم اما باز،باز میشد انگارمیخواست تا

آخرین لحظه همه چیو ببینهگریه
پدربزرگم ،مهربونم رفتی اما همیشه به یادتم به یاد مظلومیتت الهی شاد باشیبامن حرف نزن


فقط واسه ما هم دعا کن





تاريخ : ۱۳٩٢/٦/۱۳ | ٤:٢۸ ‎ب.ظ | نویسنده : z&f.star | نظرات ()
.: Weblog Themes By BlackSkin :.